معرفی فیلم Deepwater Horizon

۲۰۱۶ Deepwater Horizon

محصول کشور: آمریکا

اکشن,درام,هیجانی

زبان: انگلیسی

زمان: ۱۰۷ دقیقه

نویسنده: Matthew Michael Carnahan,Matthew Sand

کارگردان: Peter Berg

ستارگان: Mark Wahlberg,Kurt Russell,Douglas M. Griffin

خلاصه داستان

داستان فیلم درباره تکنسینی واقعی به نام مایک ویلیامز (مارک والبرگ) می باشد که قرار است به سکوی نفتی “دیپ واتر هوریزن” ملحق شود و در آنجا وظیفه خودش را به نحو احسن انجام دهد. اما زمانی که مایک به محل کار خود می رود، در آنجا با ویدرین (جان مالکوویچ) مواجه می شود. ویدرین علی رغم خطرات جانی که برای کارکنان دارد، به جیمی (کرت راسل) دستور می دهد به حفر ادامه دهند و این تصمیم فاجعه ای به بار می آورد…

معرفی فیلم Deepwater Horizon

نقد و بررسی کلی فیلم Deepwater Horizon

بر خلاف این ادعا که دیپ واتر هورایزن بر اساس داستان حقیقی است، این اثر به همان میزانی که یک فیلم کلیشه ای حادثه ای است، بر اساس یک سری از وقایع تخیلی واقعی نیز می باشد. با آنکه اخیراً این ژانر توسط فیلم های آخرالزمانی تسخیر شده است، ولی «افق آب های عمیق» به زمانی که فیلم ها خودمانی تر و با کشت و کشتار های کمتری بود برگشته است. شاید گفتن واژه ی “استخراج” در اینجا آسان جلوه کند، ولی به خاطر دخالت “مایک ویلیامز” که از بازماندگان حادثه است، این حرف به آهستگی هر چه تمام بیان می شود. علاوه بر این ویژگی ها، فیلم به همه غیر از آنهایی که برچسب “BP” ( بریتیش پترولیم) بر روی روپوش هایشان می باشد، احترام می گذارد.

درعین جذابیت، «افق آب های عمیق» در نهایت کوله باری از تجربه را برای شما به ثمر خواهد آورد. چینش فیلم بسیار بهتر از نتیجه ی نهایی ازآب در آمده است. شخصیت های اصلی فیلم به خوبی تثبیت شده اند و کارگردان “پیتر برگ” در مرتبط کردن یک سانحه ی حفاری غیر مرتبطی که منجر به کشته شدن ۱۱ نفر شده با تنش ایجاد شده، به خوبی عمل کرده است. بعد از آن، تنها چیزی که در فیلم دیده میشود آتش و هرج و مرج است ولی تعجب آور است که در هیاهوی تمام این وقایع در عین تلاش شخصیت ها برای فرار از آن حریق ، درنگ و تعلیق اندکی وجود دارد .

«افق آب های عمیق» دومین فیلم در این ماه است که فیلم نامه ی آن بر اساس یک واقعه ی قهرمانانه بناشده است. مانند فیلم”سالی۲۰۱۶″ وقایع مرتبط به «افق آب های عمیق» در گذشته ی نه چندان دور سر تیتر اخبار های شبانه بوده است. انفجاری که دکل های حفاری خلیج مکزیک را به مخروبه ای تبدیل کرد در بیستم آوریل اتفاق افتاد، که نشت فاجعه وار نفت به خلیج را به دنبال داشت و ته نشینی آن ۳ ماه زمان برد. این فیلم درباره ی وقایع ۲۰ آپریل است، ولی سکانس های پایانی بیانگر فجایع محیط زیستی وجود آمده می باشد.

شخصیت اصلی داستان Deepwater Horizon

اصلی داستان مایک ویلیامز (مارک والبرگ) کهنه سربازی است که به تازگی برای انجام دور تازه ای از وظایفش به «افق آب های عمیق» آمده است. او حتی زمان اندکی برای تعویض یونیفرم خود داشت که مافوقش جیمی هارل (کرت راسل) دستور به انجام آزمایشاتی بخاطر اعتراضات مدیر اجرایی اخمویی به نام دانالد ویدرین ( که با رغبت توسط جان مالکویچ بازی شده است) داد. کارکنان خارجی نیز بر روی دکل کار می کنند از جمله آندرا فلیاتس (جینا رودریگز)، کیلب هالووی ( دیلان اُبراین)، و جیسون اندرسون ( ایتان ساپلی)، به شدت به خاطر بعضی از نوشته ها و نشانه ها نگران هستند. اما افراد BP بیشتر نگران ۴۳ روز عقب بودن از برنامه ی کاری هستند تا نشانه های خطر فشارسنج. به همین خاطر کارکنان را مجبور به ادامه ی حفاری می کنند. سپس، هم زمان با اینکه مایک با همسرش (کیت هادسون )توسط اسکایپ ارتباط بر قرار کرده بود و جسیون در حال دوش گرفتن بود، جهنمی به پا می شود.

همانطورکه در مورد سایر فیلم های حادثه ای صادق است ، اینکه خود حادثه نقش نیرو یا شخصیت خرابکار داستان را داشته باشد برای فیلم کافی نیست .حتما باید فرد یا افرادی باشند که با قهرمان فیم مقابله کنند.در فیلم دیپ واتر هورایزن جان مالکوویچ نقش این خرابکار را برعهده دارد.با اینحال قلع و قمع این شرکت یا سکوی نفتی دلیل تاریخی نیز دارد.با اینکه که شرکت برتیش پرتلویم بهیچ وجه به تنهایی مقصر این حوادث نیست ، این شرکت پس از ایمن سازی سکوی نفتی به مسئولیت لاین ها در این حوادث پی بردند.

شواهد بسیاری وجود دارد مبنی بر اینکه در صورتی که شرکت رویکرد سنجیده تری را در پیش میگرفت تلفات حادثه به میزان قابل توجهی کاهش میافت.مالکویپچ در نقش جذاب و شیطانی خود فیلم را از خسته کننده شدن در ۴۵ دقیقه ی آخر نجات میدهد.

مارک ولبرگ فرد ایده آلی برای این نوع نقش است – او مرد عمل است که از طریق دیالوگ های متعددی شخصیت او بنا میشود.نقش عمیقی نیست اما ولبرگ ویژگی های قهرمان بودن و دوست داشتنی بودن شخصیت را بخوبی ارائه میدهد که البته برای نقش نیز ضروری هستند.کورت راسل نیز به بازیگران اضافه گردیده است . حضور او کیفیت هر بخش فیلم را بالا میبرد.این اولین حضور وی در کنار دخترش کیت هادسون است ( با اینکه هادسون چندان بکار گرفته نمشود و تنها در یک صحنه با راسل حضور دارد)

نکته ی مثبت و قابل توجه فیلم ، راستی نمایی آن است.بازسازی (و در آخر تخریب) دکل با دقت صورت گرفته و جلوه های ویژه فاقد آن ساختگی بودنی است که از طریق استفاده بیش از حد از کامپیوتر بدست می آید.بسیاری از انفجارها واقعی اند.این یکی دیگر از تلاشهای استادانه ی پیتربرگاست که در رزومه ی کاری او آثاری چون تنها پادشاهی و تنها بازمانده دیده میشود ( که در آخرین بازمانده برای اولین بار با والبرگ همکاری کرد).همچون فیلم سالی، دیپ واتر هورایزن از داستان خبری که تقریبا همه از آن مطلع هستند استفاده کرده و به جزئیات ماجرا که در برنامه های خبری گفته نشده پرداخته است.با تمرکز بر انسانیت شخصیت ها درکنار قهرمان بودنشان ، فیلم قهرمان هایی را به ما ارائه میدهد که بیشتر به آدم های معمولی شباهت دارند تا ستاره ها. این المان مهمی است که اثری حادثه ای را برخلاف سایر فیلم های مشابهش قابل توجه میکند.